أبو الحسن الشعراني

53

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

مؤلف : آن‌گه فرشتگان را فرمود تا منبر آدم برگرفتند و او را در هفت آسمان بگردانيد [ ند ] تا عجايب هفت آسمان را بديد به مقدار صد سال ، آن‌گه اسبى از مشك اذفر بيافريد و او را دو پر داد از درّ و مرجان و فرمود آدم را ، تا او آنجا بنشست و در آسمان‌ها مىگرديد و بر افواج فرشتگان سلام مىكرد و مىگفت : « السّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته يا ملائكة اللّه ! » ، ايشان در جواب مىگفتند : « و عليك السّلام و رحمة اللّه و بركاته يا خليفة اللّه ! » . علّامه شعرانى : از جملهء آيات و روايات معلوم مىگردد كه ملائكه با آدم سخن مىگفتند و سخن گفتن بىدانستن اسماء اشياء ممكن نيست ، چنان‌كه گفتيم . و اگر سخن آنان مانند سخن ما باشد آنها هم اسم چيزها را مىدانستند ؛ پس سخن گفتن آنها تفهيم معنى است . « 1 » قالَ يا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ . « 2 » مؤلف : اين آيه دلالت دارد بر آن‌كه علوم ملائكه و كمالات ايشان قابل زياده است و حكما منع اين كرده‌اند در طبقهء اعلى از ايشان و كريمهء وَ ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ « 3 » را حمل بر اين معنى كرده‌اند . علّامه شعرانى : چون فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ « 4 » دلالت دارد بر آن‌كه علم ملائكه به تعليم آدم افزون گشت و چيزىكه نمىدانستند ، دانستند . و اشراقيان علم ملائكه را علم حضورى مىدانند ، پس هرچه موجودات افزوده شوند بر علم آنها افزوده ؛ چون موجودات خارج صورت علميهء ملائكه‌اند نزد آنان و نيز هر نقش و صورتى كه در ذهن كسى خلجان كند آن صورت نزد ملائكه حاضر مىشود و آن‌كه قابل زياده نيست

--> ( 1 ) . همان ، ص 133 . ( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 33 . ( 3 ) . صافّات ( 37 ) آيهء 164 . ( 4 ) . بقره ( 2 ) آيهء 33 .